الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
209
الغدير ( فارسي )
مردان را از آن مىرانى ، آن چنان كه شتر بيگانه را مىرانند و گوئى مقام ترا در كنار حوض مىبينم ( مناقب خطيب ص 65 ) . 8 - « حاكم » در صفحه 138 - ج 3 « المستدرك » باسناد مصحح خود از « على بن ابي طلحه » آورده است كه گفت : ما حج مىگزارديم و در مدينه از كنار حسن بن على گذشتيم و معاويه بن جديح - جديح را به تصغير بخوانيد - هم با ما بود . به حضرت حسن گفتند : اين است معاوية بن جديح كه على ( ع ) را لعن مىكند ! ! فرمود : بياوريدش . چون آوردندش ، فرمود : تو على را ناسزا مىگوئى ؟ گفت نه ! فرمود : به خدا اگر با او ملاقات كنى ، - و نمىپندارم كه در رستاخيز به ديدارش برسى - مىبينيش كه بر كنار حوض رسولخدا ايستاده و رايات منافقان را با عصاى عوسجيش كه بدست دارد ، مىراند اين حديث را آن صادق مصدوق ( محمّد ص ) براى من بازگو كرده است . و دروغپرداز زيانكار است . طبرانى اين روايت را آورده و در عبارت اوست كه حضرت حسن فرمود : مىيابى او را كه آماده و مصمّم ، ناسپاسان و دورويان را از حوض رسولخدا ( ص ) مىراند ( اين ) گفتار صادق مصدوق محمّد است . و اين شعر عبدى : و إليك الجواز تدخل من شئت جنانا و من تشاء جحيما اشارت است به معنى كه در اخبار بسيارى وارد شده است و ما به ياد آورى برخى از اين اخبار بسنده مىكنيم : 1 - « حافظ ابن سمّان » در « الموافقه » از قول قيس بن حازم روايت كرده است كه گفت : ابو بكر صديق ! على بن ابى طالب را ديد و بر روى او لبخند زد على فرمود چرا خنديدى ؟ گفت : از رسولخدا ( ص ) شنيدم كه مىگفت هيچ كس از صراط نمىگذرد مگر آنكه على برايش پروانهء عبور نوشته باشد . اين روايت در « الرياض النضره » 2 ص 177 و 244 و در « الصواعق » ص 75 و « اسعاف الراغبين » صفحهء 161 ، ياد شده است .